|
١٨ تير و حشمت طبرزدى
جوانان کمونيست: آقاى حشمت طبرزدى از طرف جبهه دمکراتيک ايران اطلاعيهاى به مناسبت سالگرد ١٨ تير داده است. ارزيابى عمومى شما از اين اطلاعيه چيست؟
بهرام مدرسى: اين اطلاعيه به نظر من خطوط کلى برخورد تمام جريانات باقيمانده از جبهه دوم خرداد را به دست ميدهد. ازيکطرف جناحى از حکومت را از زير ضرب مبارزات مردم خارج ميکند و از طرف ديگر هشدار مسالمتجويىميدهد. اين نکات به انحاء مختلف از طرف ساير جريانات دوم خردادى هم مثل نهضت نجات ملى ايران و يا جبهه متحد دانشجويى بيان شده است. به نظر ميرسد که همهشان در سالگرد ١٨ تير حرفشان را يکى کرده باشند.
جوانان کمونيست: آقاى طبرزدى در ابتداى اطلاعيه خود ميگويد: “سرکوب جوانان، دانشجويان، فرهنگيان، کارگران، کوشندگان سياسى، روزنامهنگاران و ساير آحاد شهروندان فقط و فقط به قصد اين است که جناح سرکوبگر چند روزى بر ادامه قدرت غير قانونى خود بيافزايد.” اين اشاره آقاى طبرزدى به نظر شما درست است؟ بهرام مدرسى: به نظر من ابدا. اين اشاره آقاى طبرزدى در واقع معرفى کردن جناح مقابل بعنوان تنها عامل سرکوب است. در اينکه جناح “اقتدارگرا” سرکوب ميکند، ميزند و ميگيرد شکى نيست ولى اين تنها جناح درون حکومت اسلامى نيست که سرکوب ميکند. آقاى طبرزدى عمدا جناح ديگر ويا هم جناحىهاى سابق خود را از زير ضرب مبارزات مردم خارج ميکند و اتفاقا در سالگرد ١٨ تير که همه با چشمان خود ديدند تمام حکومتيان از خامنهاى تا خاتمى و دوم خرداد و مجلس و سپاه و شورى نگهبان و خلاصه تمام اين ارازل و اوباش به مردم و دانشجويان حمله کردند، اين اشاره آقاى طبرزدى همانطور که گفتم تنها ميتواند بيرون کشيدن خودش و همجناحىهاى سابقش از زير ضرب اعتراض و مبارزات مردم باشد. ١٨ تير عليه کل رژيم اسلامى بود. اين کار آقاى طبرزدى “خود را به کوچه علىچپ زدن” است و کلا همان طرحى را دنبال ميکند که دوم خرداد در اجرايش شکست خورد. اينها ميخواهند با بيرون کشاندن جناحى از حکومت کل نظام جمهورى اسلامى را حفظ کنند.
جوانان کمونيست: نظرتان درباره “قدرت غيرقانونى” که اشاره کرده اند چيست؟
بهرام مدرسى: سوال اينست که کدام قانون؟ قانون جمهورى اسلامى؟ مردم با همين قانون و حکومت و مذهب و ديکتاتورى مشکل دارند. اينها طرفدار اجراى قانون اساسى هستند. خوب اين قانونى است که براساس آن زن را بىحقوق ميدانند و سنگسار و زندان و اعدام را اجرا ميکنند. از نظر مردم کل اين قانون وحشيانه و ارتجاعى است و بايد کلا بساتش را جمع کرد. از نظر آقاى طبرزدى راه حل اينست که جلاد و زندانبان را بايد عوض کرد! وگرنه قانون همانست که بود.
از طرف ديگر اينها بعداز شکست پروژه اولشان به نام “دوم خرداد“ امروزه به نام “جبهه دمکراتيک” اشاره ميکنند به انتخابات و رفراندم و اينکه گويا ميشود با انتخابات و رفراندم جناح مقابل را انداخت و دوم خردادى ها را جاى آن گذاشت. در سالگرد ١٨ تير بايد گفت که مردم، جوانان و دانشجويان تجربه کردند که اين رژيم و هردو جناح آن تنها با اتکا به سرکوب و خفقان سرکار مانده است و بايد آنرا به زير کشيد. پرچم انتخابات آقاى طبرزدى تنها بدرد بازى اينها با جناح مقابل مى خورد و گرنه مردم ميدانند که بايد با اين حکومت چهکار کرد.
جوانان کمونيست: آقاى طبرزدى در پايان اطلاعيه خود ميگويد: “مطمئن باشيد جناح اقتدارگرا در مقابل تظاهرات ميليونى ملت ايران به سرعت عقب نشينى کرده و قدرت را واگذار خواهد کرد. بايد از تجربه انقلاب بهمن ٥٧ درس بياموزيم و با حضور خود به اثبات برسانيم گل بر گلوله پيروز است.” نظرتان در مورد اين رهنمود چيست؟
بهرام مدرسى: اولا ميخواهد با اتکا به اعتراضات مردم جناح مقابل را کنار بزند و قدرت را به دست بگيرد و اين همان استراتژى شکست خورده دوم خرداد است. جناح “راست” حکومت ميداند که تنها يک سر سوزن عقب کشيدن در مقابل اعتراضات مردم کافى است تا مردم بساتشان را کلا جمع کنند و کارشان را يکسره کنند. جناح مقابل اما که تا ديروز نتوانست با ژستهاى رئيس جمهورگريانش مردم را قانع کند که ميشود رژيم اسلامى را اصلاح کرد، امروز خود را به اصطلاح راديکال نشان ميدهد و حرف از تظاهراتهاى ميليونى ميزند. جمهورى اسلامى قطعا با تظاهراتهاى ميليونى مردم روبرو خواهد شد ولى نه براى کنار زدن اين جناح و آوردن آن جناح، نه براى عوض کردن جاى جلادان و زندانبانان بلکه براى يکسره کردن کار کل رژيم اسلامى.
اشاره آقاى طبرزدى به انقلاب ٥٧ در سالگرد تير ٧٨ هم بىجهت نيست. اينها ميترسند و ميدانند که چه آتشفشان خشمى عليه کل رژيم اسلامى در قلب تک تک انسانهاى آزاديخواه در ايران ميجوشد. ميدانند که جرقهاى کافيست تا حکومتشان را بر باد دهد. همهشان در تمام اطلاعيههايشان مردم را به مسالمت فراخواندهاند. اگر قرار است درسى از انقلاب ٥٧ در اين روزها گرفته شود اين است که اين نه شعار “گل بر گلوله پيروز است” و “امام دستور جهاد ندادهاست” خمينىچىها و جبهه ملىها بلکه حمله مردم به پادگانها و قيام مسلحانه عليه رژيم شاه بود که سوت پايان کار حکومت سلطنتى در ايران را کشيد و اين تمام خواب وحشت اينان است. بيخود نيست که در همين اطلاعيه ميگويد که “براى رهايى نياز به خشونت و به هم ريزى و زنده باد و مرده باد گفتن نيست” اينها من را به ياد حرفهاى بختيار در آخرين روزهاى پايان حکومت شاه مياندازد.
نکتهاى هم درباره اين “گل” و “گلوله” بگويم. گلوله را ارتش و سپاه و نيروهاى نظامى رژيم دارند. اگر ميخواهيم که اينها حتى يکروزهم امکان مقاومت در مقابل اعتراضات مردم را نداشته باشند، اگر ميخواهيم که تجربه “شاه رفت و خمينىآمد” تکرار نشود و کسى مثل خمينى همان دم و دستگاه سرکوب رژيم شاه را براى بخون کشيدن مردم استفاده نکند، اتفاقا بايد اين “گلوله“ را از دست تفنگچىهاى رژيم اسلامى گرفت و تحويل دادگاههاى مردمىشان داد. آقاى طبرزدى ظاهرا از تمام تجارب رژيم شاه هم در حفظ حيات استفاده ميکند!
28-6-2002
|