20. December 2005

جمع بندی اول مه ۸۴

کمونیست: امسال ما از طرفی با تحرکهای جدی و متشکلی در جنبش کارگری روبرو بوده ایم که نمونه برجسته آن اعتراضات کارگران شرکت واحد بود و از طرف دیگر شاهد فضای جنگی که امریکا و جمهوری اسلامی درست کرده اند و تلاش جمهوری اسلامی برای ایجاد فضای سرکوب و ارعاب هستیم. فکر میکنید اول مه امسال مهر کدام تحرک را به خودش میگیرد؟

بهرام مدرسی: اینکه کدام یک و یا کدام فضا دست بالا را خواهدداشت به فاکتور های زیادی بستگی دارد که یکی از این فاکتور ها خود ما هستیم. منظور از ما، همه رهبران کارگری، کمونیست ها و حکمتیست ها و آزادیخواهان است. اما نکته شما کاملا درست است، رژیم اسلامی تلاش دارد که فضایی جنگی و نظامی و خفقان آمیزی را به کل جامعه و به طبع آن به طبقه کارگر تحمیل کند. کل شرایط جهانی و کل ابعادی که این مسله پیدا کرده است، ظاهرا کمک بیشتری به نظامی تر کردن فضا از طرف رژیم میکند. خود این فضا اما یک طفره نیست. اگر یک سر مسله رژیم اسلامی و تلاش هایش است، طرف دیگر مردم و کارگرانی هستند که مقابل این فضا و و این فشار تا همین الان ایستاده اند، ابعاد این ایستادکی البته از نظر من تا امروز بسیار کوچکتر از این آنچیزی است که میباید باشد، اما مقاومت و اعتراض علیه این فضا در سطح اجتماعی وجوددارد، طی همین یک ماه گذشته ما شاهد فعالیت ها و عکس العمل های بسیار امیدوار کننده ای علیه این فضای جنگی و فشار بوده ایم. عکس العمل هایی که متاسفانه هنوز در میان کارگران و رهبران عملی آنها آن ابعادی را که باید داشته باشد را پیدا نکره است و همین من را قدری نگران میکند. فکر میکنم که همین مناسبت اول مه امکانی است که کارگران، رهبران آنها و کل اعتراضی که ما در جامعه از آن به عنوان اعتراض کارگری اسم میبریم، به میدان بیاید و از این طریق علیه این فضای جنگی اعتراض کند و آن را بشکند. به سوالتان باز گردم، اگر ما بتوانیم مراسم های وسیع خودمان را برگزار کنیم و کل فضای سیاسی جامعه را در محل کار و محله و کارخانه و دانشگاه و همه جا معطوف به اول مه و خواسته های آن بکنیم، آنوقت توانسته ایم که فضای جنگی رژیم اسلامی را عقب برانیم. همانطور که گفتم خود ما بخشی از جواب مسله هستیم. چه میکنیم و اینکه خودمان را برای این مقابله آماده کرده ایم یا نه؟

امسال بخصوص ما شاهد اعتراضات کارگران شرکت واحد بوده ایم که فصلی جدیدرا برای هر فعال کارگری گشود. از این باید حداکثر استفاده را کرد. نباید اشتباهی را که در قبل اعتراض کارگران شرکت واحد کردیم امروز تکرار کرد.

کمونیست: چه اشتباهی؟

بهرام مدرسی: خیلی راحت آنها را تنها گذاشتیم! در اعترض به سرکوب اعتراض آنها و دستگیری رهبرانشان، بخش های دیگر اعتراضی نکردند، کارگران نفت، برق و کلا کل صف اعتراض کارگری.

کمونیست: بطور واقعی کارگران تا چه حد امکان برگزاری مراسمهای مستقل و یا تحرکات جدی را در این روز دارند؟

بهرام مدرسی: بطور واقعی کارگران امکان برگزاری مراسم های مستقل خود را دارند. در محل کار شان، یا در مراکزی که میتوانند رسما برای اجرای مراسمهایشان مجوز برای آنها بگریند. مشکل از دو طرف است. رژیم اسلامی که خوب حتما نمیخواهد مستقل از ارگانهای رسمیش کسی در این روز به اسم اول مه به خیابان بیاید یک طرف مسله است، طرف دیگر به نظر من خود رهبران کارگری هستند که هنوز خود رادر موقعیتی نمیبینند که وسیعا در ابعادی بزرگ دست به چنین اقدامی بزنند. ما سالهای گذشته شاهد اجرای مراسم های بسیار خوبی در سطح کل کشور به مناسبت اول مه بوده ایم. این را باید امسال تقویت کرد و بمرات بیشتر از سالهای قبل گسترش داد. باید تصمیمش را بگیریم. بخصوص امروز که دارند به بهانه بحران هسته ای فضایی چنین جنگی را به همه ما تحمیل میکنند.

کمونیست: اول مه و این انتظار شما فقط محدود به کارگران است؟

بهرام مدرسی: ابدا! به نظر من به مناسبت اول مه باید کل جامعه رنگ اعتراض را به خود بگیرد. سال گذشته ما شاهد برگزاری مراسم های اول مه برای اولین بار در سطح دانشگاه ها بودیم. این اتفاق باید امسال هم بمراتب وسیعتر از سال گذٌشته بیفتد. در این روز در همه جا باید اعتراض کارگری که اعتراض به غیر انسانی ترین جنبه زندگی امروز است دیده شود. باید کار مزدی، انسان ستیزی این سیستم لعنتی را به نقد کشید و جای این اعتراض نه تنها در محل کارگری بلکه مربوط به کل جامعه میشود.

کمونیست: مطالبات اول مه امسال چه چیزهایی باید باشد؟

بهرام مدرسی: در کنار شعار ها و مطلبات همیشگی اول مه در نقد جامعه سرمایه داری، استثمار انسان و کار مزدی، امسال بخصوص باید بر شعارهای آزادی تشکل، آزادی بیان و آزادی فوری اصانلو رهبر سندیکای شرکت واحد تاکید کرد. باید امسال اول مه را به اعتارضات بزرگ کارگری پیش از این روز که بخصوص کارگران شرکت واحد را شامل میشود وصل کرد. باید کیس شرکت واحد را تا آنجا که میشود بزرگ کرد. باید نشان داد که خواسته های برحق آنان خواسته های همه ما است.در همه جا. در محلات، در کارخانجات و دانشگاه ها.

کمونیست: توقع شما از بخشهای متمرکزتر کارگران (کارگران نفت و ...) چیست؟

بهرام مدرسی: همه نکاتی که در بالا به آنها اشاره کردم. کارگران مراکز تولیدی بزرگی مثل نفت و فولاد و برق و غیره اگر همت کنند میتوانند کل صحنه سیاسی جامعه را تغییر دهند. این قدرت را دارند. و این هم در درجه اول دست رهبران کارگری را در این مراکز میبوسد.

Posted by بهرام مدرسی at 20:13:44 | Permanent Link | Comments (0) |

شانزده آذر ۸۴ را بخاطر بسپارید

١٦ آذر ٨٤ را بخاطر بسپاريد!

بهرام مدرسي

٢٠ آذر ٨٤

١٦ آذر در اين سال دستاورد بزرگي براي اعتراض راديکال جوانان و دانشجويان درسرتاسر کشور بود.

از يکسو تعطيلي بخش بزرگي از شهر تهران به بهانه آلودگي هوا و در واقع به دليل ترس از رودرو شدن با اعتراض راديکال جوانان و دانشجويان از طرف رژيم و احضار دنشجويان از طرف اداره حراست و ارگانهاي امنيتي آن درسرتاسر کشورو تهديد و ارعاب، و از طرف ديگر متانت، کارداني، روشن بيني و قدرت تحرک اعتراض راديکال و چپ دانشجويي و رهبران آن. از يکطرف بي مايه تر شدن ارگانهاي وابسته به رژيم اسلامي دردانشگاه ها از انجمن هاي اسلامي تا تحکيم وحدت و از طرف ديگر قدرت بسيج و تشکل اعتراض راديکال و چپ دردانشگاه ها در سازمان دادن مراسمهاي مستقل خود.

ازيکطرف پرچم هاي قوميت و ضديت با بشريت و فدراليسم و ازطرف ديگر برافراشته شدن پرچم انسانيت و هويت برابرانسانها با يکديگر، از يکطرف کرد و فارس و ترک و عرب و از طرف ديگر برابري انسانها مستقل از نژاد و قوم و جنسيت و مذهب. از يکطرف زندان و از طرف ديگر آزادي زنداني سياسي، از يکطرف احکام عليه فعالين جنبش کارگري و از طرف ديگر خواست لغو فوري آنها.

١٦ آذر ٨٤ هم تريبوني بود براي اعلام خواسته هاي مردم و هم قدمي بزرگ در شکست کامل حق ويژه ارگانهاي وابسته به رژيم چون انجمن هاي اسلامي، نه تنها در دانشگاه تهران بلکه در سطح کل دانشگاه هاي کشور.

١٦ آذر ٨٤ را بايد به همه فعالين راديکال و چپ اعتراض دانشجويي تبريک گفت.

١٦ آذر ٨٤ را بخاطر بسپاريد!

Posted by بهرام مدرسی at 19:58:20 | Permanent Link | Comments (0) |

شانزده آذر ۸۴- مصاحبه با نشریه جوانان حكمتیست

فوادعبداللهي: تقريبا يکماه و نيم به ١٦ آذر داريم. درمحافل مختلف دانشجويي بحث ١٦ آذر شروع شده است. سوال من اين است که در اين روز به نظر شما چه اتفاقي بايد بيفتد؟

بهرام مدرسي: همان اتفاقي که در چند سال گذشته افتاده است. دانشگاه در اين روز بايد به تريبون سياسي جامعه تبديل شود و شعارها و مطالبات اساسي که مردم شايد در آن وسعت امکان اعلامش را ندارند را از تريبون دانشگاه اعلام کنند. درسالهاي گذشته ما شاهد روندي بوده ايم که فعالين دانشجو اين ضرورت را تشخيص داده اند و بدرستي مطالبات و شعارهاي اساسي را به اين جهت اعلام کرده اند. از برجسته ترين اين شعارها و مطالبات شعار آزادي بربري بوده است که امروز ديگر به مشخصه اعتراضات دانشجويان در کل کشور تبديل شده است.

فوادعبداللهي: به تريبون سياسي جامعه تبديل شويم. اين انتظاري روشن و درعين حال پيچيده است. به اين باز خواهم گشت اما پيش از آن سوال من اين است که بعضي از نيروهاي سياسي از يکطرف از قيام سرخ دانشجويي در١٦ آذر صحبت ميکنند، بعضي ديگر آنرا فقط قيام دانشجويي مينامند، تعدادي ديگر خواهان آن هستند که مطالبات رفاهي دانشجويان که همين هفته هم در جريان بوده است به صدر شعارها و مطالبات دانشجويان تبديل شود. نظر شما

درباره اين مواضع چيست؟

بهرام مدرسي: ببينيد به نظر من قرار نيست که درروز ١٦ آذر هيچ قيامي صورت بگيرد. اين يک روز و يک مناسبت است که بايد به همين اندازه از آن انتظار داشت و براي آن کار کرد. کسي که انتظار دارددر اين روز قيامي صورت بگيرد، چه سرخ و چه هر رنگ ديگري در بهترين حالت بي اطلاعي خودرا از اعتراضات مردم و اينجا دانشجويان و از طرف ديگر بي مسوليتي خود را است که نشان ميدهند. خوشبختانه شعارها و مطالبات اين نيروها برد چنداني ندارند، هرچند هر اندازه هم که کسي به اين ها گوش بدهد، باز هم خطرناک است. کسي که مردم را در اين توازن قواي سياسي و اينجا دانشجويان را در اين روز به قيام فراخوان ميدهد، فقط مردم را درشرايطي که امروز وجوددارد، با پاي خود به سلاخ خانه ميفرستد. اين روز همانطور که قبلا گفتم يک امکان است که از ميتوان به بهترين شکل استفاده کرد و تريبوني شد براي اعلام خواسته هاي مردم. اگر ما در اين روز درسطح کل آن مملکت، در سطحي وسيع و همانگ شعارها و مطالبات واحدي را اعلام کنيم، جنبش مردم عليه رژيم اسلامي را بسيار بيشتر از امروز تقويت کرده ايم. دررابطه با طرح شعارهاي مطالبات رفاهي من با طرح اين شعارها مخالفتي ندارم، اما فکر ميکنم که وزن اعتراض دانشجويي در جامعه از سر سياسي بودن آن است و نه رفاهي بودن آن. موقعيت اجتماعي دانشجويان در جامعه با موقعيت کارگران و حتي کل جامعه کار کن متفاوت است. اگر کارگران مطالبات اقتصادي و يا رفاهي را مطرح کنند و اگر بخاطر آنها دست به اعتصاب بزنند، وزنش و موقعيتش به علت رابطه اين طبقات و اقشار با توليد در جامعه به نسبت دانشجويان از جنس ديگري است. دانشجويان در جامعه به علت وزن سياسيشان مهم هستند و اين را نبايد فراموش کرد. من طرفدار ١٦ آذري هستم که در آن مطالبات رفاهي دانشجويان اگر هم مطرح ميشود وزن اصلي اين روز اما در اعلام مطالبات سياسي آن است که همانطور که گفتيد بايد بيشتر در اين باره صحبت کرد.

فوادعبداللهي: اين هفته و هفته گذشته را شاهد موج وسيع اعتراضات دانشجويي بوده ايم که اتفاقاخواست هاي رفاهي هم داشته اند، گسترش اين اعتراضات و شرکت وسيعتر دانشجويان در آن به نسبت سال گذشته را چگونه توضيح ميدهيد؟

بهرام مدرسي: دليلش اتفاقا سياسي است! احمدي نژاد سر کار آمد و رژيم اسلامي بدون سپر دوم خرداد مستقيما در مقابل مردم قرار گرفته است، لخت و عور با امام و ولي فقيه و کل دستگاه هاي حکومتيش. اينها اعلام کرده اند که ميخواهند جمهوري اسلامي سال ٥٩ و ٦٠ را دوباره زنده کنند، دستاوردهاي مردم را پس بگيرند، اما توانش را ندارند، اين ضد حمله مردم و اينجا دانشجويان است. گسترش و وسعت شرکت و حضور دانشجويان در اين اعتراضات مستقيما به اين توازن قوا و زورآزمايي مردم با رژيم اسلامي ربط دارد که بسيار شور انگيز است و بايد وسعت بيشتري هم پيدا کند. مطالبات هم طبعا آنطوري مطرح ميشوند که بشود آنرا مطرح کرد. هر چند که همه اين مطالبات رفاهي هم نبوده اند. کسي که به جداسازي درهاي ورودي براي دانشجويا ن دختر و پسر اعتراض ميکند که ديگر اعتراضش کاملا سياسي است، نميدانم چرا بعضي ها اصراردارند آنرا رفاهي بنامند؟

فوادعبداللهي: دوست و دشمن ميگويند که حکمتيست ها دانشگاه ها رادر کل کشور قرق کرده اند. نظرتان در اين مورد چيست؟

بهرام مدرسي: طبعا خوشحالم که دوست و دشمن اين را ميگويند. اميدوارم که اينطور باشد. فکر ميکنم که اينجا حکمتيسم بجاي کمونيسم بکار برده ميشود و اين خوب است. فکر ميکنم هر کسي که خودش را چپ يا کمونيست ميداند، نميتواند سروکارش با حکمتيست ها نيافتد. چه با حکمتيست ها باشد و چه نباشد. حکمتيسم، اسم رمز کمونيسمي است که به چيزي کمتر از سعادت بشر و گرفتن قدرت براي اعلام و اجراي اين رضايت نميدهد. به اين اعتبار درست ميگوﺋيد، حکمتيسم از سرو کول دانشگاه هاي کل کشور دارد بالا ميرود و اين هم شورانگيز است.

فوادعبداللهي: همين خيلي ها را از کوره به در کرده است. ميگويند که چپ دردانشگاه مريخي است. نظرتان چيست؟

بهرام مدرسي: اين ها را جدي نگيريد. اين داستان همان گربه اي است که دستش به گوشت نميرسيد.

فوادعبداللهي: به تريبون سياسي جامعه تبديل شويم. به اين بحث باز گرديم. منظورتان چيست؟

بهرام مدرسي: همانطور که قبلا گفتم روز ١٦ آذر امکاني است که دانشجويان ميتونند از آن استفاده کنند و خواسته ها و مطلبات اساسي مردم را طبعا به نسبت همين توازن قوايي که وجود دارد اعلام کنند و از اين طريق پرچم هايي را به دست اعتراض مردم در آن جامعه بدهند. سالهاي گذشته ما شاهد گسترش بي سابقه شعار زنده بد آزادي و برابري در تمام محيطهاي تحصيلي و بخصوص دانشگاه ها بوده ايم و از همين طريق بود که اين سعر امروز ديگر به يکي از اصلي ترين شعارهاي مردم در کل جامعه تبديل شده است. شعر آزادي و برابري ديگر فقط به دانشگاه و داشجو و محيط هاي تحصيلي مربوط نيست. اين همان امکاني است که قبلا در مورد آن صحبت کردم. امسال هم همين اتفاق بايد بيفتد. بايدتلاش کنيم که هماهنگ و يک دست شعارها و مطالبات واحدي را مطرح کنيم. و از اين طريق به اين تريبون تبديل شويم. امروز بخصوص اين امر به نسبت سالهاي گذشته اهميت بسيار بسيار بيشتري هم پيد کرده است. اگر به بيروهاي سياسي فعال در صحنه سياست ايران نگاه کنيد اگر که چه نفرت عميقي از رژيم اسلامي در آن جامعه موج ميزند و اگر ببينيد که رژيم اسلامي ديگر آخرين تيرش را با سر کار آمدن محدي نژاد در کمان کرده است، آنوقت متوجه ميشويد که يک اعتراض دانشجويي يک دست در اين روز ١٦ آذر و يا حتي مناسبت هاي ديگري که خواهيم داشت، چه کمکي به يک دست کردن و بخط کردن کل اعتراض در آن جامعه به نفع انسانيت و آزادي ميتواند بکند. در حالي که نيروهاي قديم دوم خرداد و راست هاي وابسته به غرب و ناسيوناليست هاي کرد و ترک و غيره رو به فدراليسم کرده اند و در مقابل اين نفرت مردم از رژيم اسلامي پرچم جنگ قومي را بلند کرده اند، يک اعتراض متحد دانشجويي که شعارش بر عکس همه اين سناريو ها آزادي و برابري انسان ها است و به قوم پرستي و فدراليسم و جنگ قومي و تحميل سناريو سياه عراقيزه کردن ايران و جنگ داخلي و دخالت آمريکا درست به اندازه مخالفتش با کل رژيم اسلامي، نه ميگويد، کل مبارزه براي انسانيت و آزادي و برابري را صدها قد جلو خواهد برد.

اين چيزي است که ما درروز ١٦ آذر بايد تضمين کنيم. بايد تضمين کنيم که در کل دانشگاه هاي آن کشور يک دست و متحد شعارهاي واحدي را در در مقابل جامعه قرار خواهيم داد. از همين امروز بايد دست بکار شد. خودتان گفتيد که حکمتيست ها ظاهرا از سرو کول دانشگاه ها بالا رفته اند، خوب اگر واقعا اين طور است، بايد بتوان اين اتفاق را تضمين کرد. ما بعنوان سازمان جوانان حکمتيست تلاشمان را خواهيم کرد. فراخوانم اين است که براي تضمين اين اتفاق با ما تماس بگيريد.

فوادعبداللهي: فکر ميکنيد که عکس العمل رژيم اسلامي چه خواهد بود؟

بهرام مدرسي: خوب حتما سعي خواهند کرد که جلوي اين اتفاق را بگيرند. مثل سالهاي گذشته. فکر ميکنم که نميتوانند مانع اجراي مراسمها در اين روز بشوند. اين با ١٨ تير فرق دارد. حداکثر سعي ميکنند که کاري کنند تا دامنه آن به خيابانها نکشد. از همين الان که شروع کرده اند به خط و نشان کشيدن. دانشجويان هم با اعتراضاتي که خودتان درسوالات قبلي به آن اشاره کرديد دارند جوابشان را ميدهند. بايد حتما اين شور اعتراض را تا ١٦ آذر نگه داشت و حتي براي بعد از آنهم به اين شور احتياج داريم. اما به سوالتان باز گردم، بايد با چشمان باز اقدامات رژيم را تعقيب کرد و جواب و سياست درستي ر براي خنثي کردن آنها گرفت. آنها سعيشان را خواهند کرد اما دامنه کارا بودن اقدامات رژيم بخشا به اين هم بستگي دارد که خود ما چقدر آماده هستيم؟

فوادعبداللهي: باتشکر در هفته آينده اين بحث را ادامه خواهيم داد.

بهرام مدرسي: مرسي از وقتي که به من داديد. حتما بايد به ابعاد گوناگون کرمان براي اين روز بپردازيم.

Posted by بهرام مدرسی at 19:54:05 | Permanent Link | Comments (0) |

شانزده آذر ۸۴

۱۶ آذر ۸۴

١٦ آذر امسال مسايل بسيار مهمي را در مقابل فعالين اعتراض دانشجويي و جوانان و به اين اعتبار کل اعتراض راديکال مردم عليه رژيم اسلامي قرار ميدهد:

رژيم اسلامي آلودگي هوا را بهانه کرد تا در کمال احترام در مقابل اعتراض راديکال دانشجو و جوان در ايران عقب بنشيند. آنها ميتوانستند کماکان مدعي باشند و مثل هزاران مناسبت ديگر بيايند و بگويند که نميگذاريم! که اجازه نداريد! که مخالف قوانين اسلامي است! اين اما دقيقا بخاطر قدرت اعتراض جوان و دانشجو در جامعه برايشان خطرناک ميبود. ترجيح دادند که فعلا پرچم آلودگي هوا را بلند کنند، ظاهرا جلسه کابينه دولت هم براي ارزيابي ادامه تعطيلي نيم اصلي از شهر تهران به بهانه ادامه آلودگي هوا هم به نتيجه نرسيد و مجبور شدند که روز يکشنبه دانشگاه تهران را باز گشايي کنند.

در اينکه مشخصه اصلي اتفاقاتي که به مناسبت ١٦ آذر افتادند چپ بودند شکي نيست. اين اما خصلت نماي اتفاقاتي بوده اند که از سه يا چهار سال گذشته به اين مناسبت افتاده اند. يکي از فاکتور هاي اصلي که بايد به آن توجه داشت غيبت رژيم اسلامي با انجمن هاي اسلامي و بسيج دانشجويي و ارگانهاي وابسته به آن در اتفاقات اين روز است. اينکه انجمن هاي اسلامي بعد از ٢٠ آذر مراسمهاي خود را برگزار کردند و اينکه احمدي نژاد در جايي وابستگان به خود را جمع ميکند و مدال و درجه به کسي ميدهد، تفاوتي در اين واقعيت نميدهد. پرچم اعتراض در اين روز بالاخره بعد از چند سال تلاش راديکاليسم و چپ در آن محيط نه در دست انجمن هاي اسلامي بود و نه حتي به بهانه حضور انجمن هاي اسلامي زير چتر آنها برگزار شد. اعتراض راديکال و چپ اين بار بانام خود و مستقلا وارد عمل شد. اين هم تنها به ٢٠ آذر دانشگاه تهران خلاصه نميشود. در بسياري از دانشگاه هاي کل کشور چپ راديکال و معترض امسال به نام خود و به زبان خود قدم علم کرد.

اين اما ابعادش مثل اتفاقات ١٦ آذر سالهاي گذشته تنها به محيطهاي تحصيلي محدود نخواهد ماند. به اين نکته در ادامه خواهم پرداخت. اما اينجا خود اين فاکتور که اعتراض چپ عصاي زير شانه خودرا به کناري پرتاب ميکند و خود مستقلا به ميدان ميايد، بيان از شروع دور ديگري از نوع اعتراض و شکل ديگري از اعتراض است. حذف شدن دوم خرداد و کل جبهه وابسته به آن خلاﺋي را در امکان مبارزه علني بوجود آورد که ابعاد آن را در دوسال گذشته شاهد بوده ايم. اعتراض و ميل به اعلام خواسته هاي انساني موجود بودند و هستند، بسيار بزرگتر و گسترده تر از دوران برو و بياي دوم خرداد، آنچه که غايب بود، امکاني بود که بتوان با اتکا به آن در توازن قواي سياسي موجود به ميدان آمد و خود را اعلام کرد. اتفاقات ١٦ آذر امسال دور تباهي بعد از شکست دوم خردادرا بپايان رساند. تلاشهايي پيش از ١٦ آذر امسال در جريان بودند که سير شکل گيري نوعي ديگر از اعترض را نشان ميدهند، اول مه امسال و برگزاري مراسم اول ماه مه دردانشگاه تهران و دانشگاه هاي ديگر، برگزاري فستيوال هاي متعدد به مناسبتهاي مختلف که همه آنها را بياددارند، ١٦ آذر امسال اما يکبار براي هميشه مهر پايان دوره اي و آغاز دوره ديگري را بر خود دارد. پايان دوره خلا موجود استفاده از از دوم خرداد و آغاز اعتراض به نام و قامت خود.

١٦ آذر امسال همانطور که ما بارها گفتيم تريبوني بود براي اعلام خواسته هاي انساني مردم. دانشگاه تبديل به تريبوني شد تا هر آنچه را که مردم امکان ابراز علني آنرا ندارند را، اعلام کند، کلامي بود که خواسته هاي انساني مردم را فرم ميدهد و آنها را به زبان ساده به همه اعلام ميکند. اين اساسا کاري است که دانشگاه و دانشجو ميتوانند و بايد بکنند. ١٦ آذر امسال پتانسيال بسيار بزرگ و پرشوري رادر مقابل جامعه قرار داد. دانشگاه يکبار ديگر به سنگر چپ و آزاديخواهي و انسانيت بدل شد. به قوم گرايي و فرقه گرايي نه گفت و انسانيت و هويت انساني را در مقابل همگان قرار داد. اين آيا بيان از قدرت رجوع به هويت انساني در مقابل سناريوهاي سياهي است که در مقابل جامعه قرار داده ميشود؟ به نظر من هنوز نه! هنوز فاصله هست بين تبديل شدن آن هويت انساني که از تريبون دانشگاه بيان شد، به پرچم کل اعتراض در جامعه. تسخير دانشگاه از اين جهت قدمي بسيار بزرگ در تبديل اين هويت انساني به پرچم خواست انسانها است. تا تبديل شدن به آن اما هنوز کار زيادي براي انجام داريم. همين تريبون دانشگاه و آزاديخواهي و انسانيت را مهمتر از هر زمان ديگري ميکند و همين اهميت بسيار بزرگ اتفاقي را که در دانشگاه ها افتاد را بايد به ما نشان دهد.

اگر نيروهاي اسلامي پول و امکانات دولتي رادر اختياردارند، اگر نيروهاي راست جامعه، دولتهاي غربي و سناريو هاي سياه عراقيزه کردن ايران و امکانات ميليوني مالي و ميديايي دولتهاي غربي را با خود دارند، انسانيت و آزاديخواهي اما دانشگاه ها را با خوددارد. اين ميتواند بسيار کاراتر و براتر از هر برنامه تلويزيوني نيروي راست يا اسلامي باشد و اين بسيار شورانگيز است!

اعتراض راديکال دانشجويان و بيانيه آنها يکبار ديگر دست اعتراض انساني و چپ دانشجويان و جوانان را دردست اعتراض انساني و راديکال طبقه کارگر نهاد. اعتراض جوانان راديکال و چپ يکبار ديگر اهداف مشترک و انساني واحد خود با اعتراض کارگران و جامعه کار کن رامقابل طبقه کارگر و فعالين آن نهاد. اين نه تنها پرداخت حقوق معوقه و بيمه بيکاري و آزادي فوري دستگير شدگان و لغو فوري احکام صادر عليه فعالين کارگري رادر بر ميگيرد، که بسيار فراتر از آن همان افق انساني و برابري طلبانه اي که در قطعنامه هايشان اعلام کرده اند را در مقابل اعتراض راديکال کارگران قرار ميدهد. از کارگران و رهبران آنها ميخواهد که خود را با اين خواسته ها تداعي کنند، که صف اعتراض انساني را تقويت کنند که پرچم برابري انسانها را در دست بگيرند. ١٦ آذر امسال توقعي بسيار بزرگ را در مقابل اعتراض راديکال کارگران و رهبران آنها قرار ميدهد.

قدم بعدي چيست؟

جواب به اين سوال هرچه که باشد، تنها ميتواند با تاکيد بر دستاوردهاي فوق و خطاب به کل جامعه باشد. جوانان و دانشجويان آنچه را که در توان داشتند بکار بستند. جنبش کارگري، زنان و کل جامعه معترض بايد خود را مخاطب اين روز بدانند. راهي جز پيوستن بيانيه دانشجويان در ١٦ آذر وجود ندارد. نبايداعتراض راديکال دانشجويان را تنها گذاشت و به اين اعتبار نبايد افقي جز افق انسان آزاد و برابر را مقابل خود نهاد!

Posted by بهرام مدرسی at 19:28:41 | Permanent Link | Comments (0) |